تبليغاتX
سوگند عشق
سوگند عشق
انجا که عشق هرگز نمیمیرید
سوگند عشق
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
پشتيباني


Powered by
Blogfa.com
قلمی سبز به من هدیه بده .
قلمی سبز به من هدیه بده .
خاکستری رنگی که دیگر مدتهاست
قلم من فکر من دنیایی من
به ان انس گرفته دیگر سبز بهاری
را از یاد برده ام ابی را نمی فهم
رنگ محبت را نمیبینم .
دیگر قلم من جز دوریها بی وفایی ها
تلخیها و بی محبتیهای عشق
هیچ چیز نمیبیند نمینویسد .
دیگر قلبم باور ندارد که عشقی در این زمانه وجود دارد .
بعد از رفتن او روزگار من روزهای
خاکستری است .
او که ادعا می کرد که تا آخرین لحظه نفسهایش همسفر من
است ، رفیق نیمه راه شد ، او که ادعا می کرد که در این دنیای بزرگ
تنها مرا دارد و با کسی نیست ، هم نفس غریبه ای دیگر شد
دیگر خسته ام از این دوریها
دو رویها در انتظارم
مهربان
پس تو بیا و با عشقت
قلمی سبز به من هدیه بده
تا دوباره باور کنم طلوع مجدد
عشق را رنگ مهربان سبز
را تو این بار برای همیشه
به من هدیه کن
اری تو .



[ ]
+
یادگار عشق

یادگار عشق

 

 

در کنار ساحل دریا قدم میزدم به یاد تو ، موجها می آمدند به کنارم و میرفتند، اما تو

نبودی!

تو نبودی اما یادت در قلبم بود ، تو نبودی اما به یاد تو در کنار دریا قدم میزدم...

لحظه باریدن باران ، تنهای تنها در زیر قطره های باران قدم میزدم اما تو نبودی !

تو نبودی ولی باران بود ، باران یاد تو را در دلم زنده کرد !

شاید این یک آغاز بود ، آغاز دلتنگی ها ، شروع آرزوهای در کنار تو بودن !

لحظه غروب که رسید یاد تو در دلم غوغا به پا کرد و چشمهایم به یاد تو بارانی شد!

کاش در کنارم بودی ، آن اشکها را تنها تو میتوانستی از روی گونه هایم پاک کنی!

آن دستهای سرد را تنها تو میتوانستی با دستهای گرمت گرم کنی !

لحظه های دور از تو بودن میگذرد اما خیلی دیر ....

لحظه ها میگذرد و سهم دلم از آن دلتنگیست !

از دلتنگی تو چند قطره اشک و یک دل پر از درد دل به جا می ماند !

همین که به عشق تو زنده ام برای من یک دنیا با ارزش است!

این اشکهایم ، دلتنگی هایم ، غصه هایم فدای آن عشق پاکت !

عشق تو آنقدر مقدس است که به خاطر آن جانم نیز فدایش خواهم کرد !

هر جا که بدون تو باشم شکی نیست در آن که یک دلتنگم!

هر جا که باشیم ، با هم و در کنار هم مطمئن باش که خیلی خوشبختم!

ساحل دریا یادگاری بود از دلتنگی هایم ، لحظه باریدن باران خاطره ای بود از عشقم و

غروب که رسید یادگاری از چشمهای خیسم به جا ماند !

تو باشی همه چیز زیباست، دیگر دلتنگی در دلم نیست ، تو هستی و یک دنیا

خوشبختی!

تو را با تمام غم ها و غصه های دنیا ، دلتنگی ها و اشکهایم میخواهم عزیزم !


[ ]
+
یکی را دوست میدارم

 

 

یکی را دوست میدارم

 

یکی را دوست میدارم ولی او باور ندارد!

 

یکی را دوست میدارم همان کسی که شب و روز به یادش هستم و لحظات سرد زندگی

 

 را با گرمای عشق او میگذرانم!

 

کسی را دوست میدارم که میدانم هیچگاه به او نخواهم رسید و هیچگاه نمیتوانم

 

دستانش را بفشارم!

 

یکی را دوست میدارم ، بیشتر از هر کسی ، همان کسی که مرا اسیر قلبش کرد!

 

یکی را دوست میدارم ، که میدانم او دیگر برایم یکی نیست  ، او برایم یک دنیاست!

 

یکی را برای همیشه دوست میدارم ، کسی که هرگز باور نکرد عشق مرا !

 

کسی که هرگز اشکهایم را ندید و ندید که چگونه از غم دوری و دلتنگی اش پریشانم!

 

یکی را تا ابد دوست میدارم ، کسی که هیچگاه درد دلم را نفهمید و ندانست که او در این

 

 دنیا تنها کسی است که در قلبم نشسته است !

 

یکی را در قلب خویش عاشقانه دوست میدارم ، کسی که نگاه عاشقانه مرا ندید و

 

لحظه ای که به او لبخند زدم نگاهش به سوی دیگری بود !

 

آری یکی را از ته دل صادقانه دوست میدارم ، کسی که لحظه ای به پشت سرش نگاه

 

نکرد که من چگونه عاشقانه به دنبال او میروم !

 

کسی را دوست میدارم که برای من بهترین است ، از بی وفایی هایش که بگذرم برای

 

من عزیزترین است !

 

یکی را دوست میدارم ولی او هرگز این دوست داشتن را باور نکرد!

 

نمیداند که چقدر دوستش دارم ، نمی فهمد که او تمام زندگی ام است !

 

یکی را با همین قلب شکسته ام ، با تمام احساساتم ، بی بهانه دوست میدارم!

 

کسی که با وجود اینکه قلبم را شکست اما هنوز هم در این قلب شکسته ام جا دارد!

 

یکی را بیشتر از همه کس دوست میدارم ، کسی که حتی مرا کمتر از هر کسی نیز

 

دوست نمیدارد!

 

یکی را دوست میدارم ...

 

 با اینکه این دوست داشتن دیوانگیست اما ..........

 

من دیوانه تنها او را دوست میدارم !

 

 


[ ]
+